محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

408

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

الأقدار : ابعاد جسم از طول و عرض و عمق . تأثّل : در اين‌جا منظور برپا كردن و استوار كردن است . ساختار ادبى إبانة : مفعول‌له است . قبل كلّ غاية : ظرف و متعلق به محذوف است كه خود خبر براى مبتداى محذوف ديگرى است و در اصل چنين بوده است : « هو كائن قبل . . . » شرح و تفسير ( الحمد للّه خالق العباد و ساطح المهاد و مسيل الوهاد و مخصب النّجاد ليس لأوّليّته ابتداء و لا لأزليّته انقضاء هو الأوّل و لم يزل و الباقي بلا أجل ) او به تنهايى واجب الوجود و خاستگاه همه هستى است . واجب الوجود ، ازلى و ابدى است و آغاز و پايان ندارد . عدم از او پيشى نگرفته تا اول بودنش رانقض كند و هستىاش به پايان نمىرسد ، تا آخر بودنش نقض شود . اگر هريك از اين دو حالت پيش بيايد ، ديگر واجب الوجود نيست و اين خلاف فرض نخست است . ( حدّ الأشياء عند خلقه لها إبانة له من شبهها ) براى آفريده‌ها آغاز و پايان و اندازه و رنگ و مزه و بو و حركت و . . . قرار داد . اين‌ها همگى صفات ممكنان هستند و نيز نشانه بر عدم تفاوت آفريدگار با آفريده‌هايش هستند ؛ زيرا آفريدگار شبيه آفريده‌هايش نيست و كسى كه حد و اندازه به ديگران مىدهد ، خود حد و اندازه‌اى ندارد . « 1 »

--> ( 1 ) . خطبه 152 .